السيد موسى الشبيري الزنجاني

5781

كتاب النكاح ( فارسى )

همينطور سيد مرتضى در شافى قائل به عدم اعتبار ايمان بالمعنى الاخص است . كما اينكه از قرن ششم قطب راوندى در فقه القرآن و از قرن هفتم محقق حلى در شرايع و نافع و يحيى بن سعيد پسر عمّ محقق در جامع الشرايع و از قرن دهم ، شهيد ثانى در مسالك و از قرن يازدهم ، فيض در مفاتيح و سبزوارى در كفاية و از قرن دوازدهم ، مرحوم مجلسى در مرآة العقول و فاضل هندى يا اصفهانى در كشف اللثام و از قرن سيزدهم صاحب جواهر و از قرنهاى بعدى هم فقهاء ديگرى قائل به عدم اعتبار ايمان هستند ، بنابراين قول مختار ما قول شاذ و نادرى نيست . طريقه جمع بين اخبار ثواب يا عدم ثواب در اعمال مخالفين مطلبى كه در اينجا باقى مانده است اين است كه : قبلًا عرض شد كه از بعضى از روايات استفاده مىشود كه بنابر وعده‌اى كه خداوند به مؤمنين داده است يك حق عرضى على اللَّه ، مؤمنين پيدا مىكنند كه ثواب اعمالشان را دريافت نمايند ، لكن گفتيم كه راجع به غير مؤمن وعده‌اى داده نشده و آنها مرجون لامر اللَّه هستند . ولى از بعضى از روايات اثبات اين حق عرضى براى مخالفين هم استفاده مىشود و با توجه به رواياتى كه دلالت بر عدم ثواب براى مخالفين مىكرد ، به نظر مىآيد كه طريق جمع بين نفى و اثبات مذكور در اين باشد كه بگوئيم : روايت دالّ بر عدم ثواب براى مخالفين مربوط به عباديّات است و عبادات آنها چون فاقد شرط ايمان است عبادت داراى حسنه نمىشود و اما روايت دلالت‌كننده بر ثواب براى آنها ، مربوط به توصّليّات است كه قصد قربت در صحت آن معتبر نيست مثل اينكه به كار يك شيعه مظلومى رسيدگى نمايد . راجع به نواصب هم گفتيم كه مقصود از ناصبىاى كه ازدواج با او جايز نيست نواصب اعتقادى است كه به عنوان دين عداوت داشته باشد نه به عناوين ديگر ، پس نتيجه اين شد كه ازدواج با مخالفين اگر ناصبى به معناى ذكر شده نباشد جايز